کد خبر: ۰۴۰۵۱۱5652

قلم شکسته و تدبیر شکسته

به فلم ـ استاد جعفر دیناروند

تدبیر را توانایی گفتن، اصل است.همه را داشتن، باوری درست و قابل قبول اما اجرا نمودن، در حد و حدود شخصیت یافتن است.

با تدبیر بودن، با تدبیری اندیشیدن، یکی نیست.ما با تدبیر میانه ی خوبی داریم.دوستی از میان دوستان صمیمی است.حل مشکلات بدون منت است.از فکر و عقل توام استفاده نمودن و کاربردی کردن هاست.شکستن در این فضا قابل تصور است.قلم شکستن،یک طریق ناصواب و دشمنان آن فراوان و بسیارند.

این فراوانی در اندک وجودی تدبیر نیز قابل توجیه است.اسبابی باید و روشی شاید.ما را در تدبیر راه ها، بسیار است اما توانایی ها کم.خصومت ها در بین راه و در دوران هاست.دشمنی ها با نام دوستی هاست.تدبیر راهی برای رهایی است.دیگرانی که قادر به ورود به دفاع مستقیم نیستند و توانایی خود را در مبارزه ی با تدیر نمی بینند.راهی جز راه آمدن و رها کردن نیمه راه نیست.تدبیر شکسته در چنین وضعیتی معنا دار است.آن را در کنار قلم شکسته قرار دادن است.

ما تدبیر را می پذیریم و شکسته ی آن را قابل تصور می دانیم.گرچه این شکستی تلخ باشد و ناکامی، قابلیت تصور آید.قلم،آن را بیان می کند گرچه،خطر شکستن دارد.قلم شکسته با تدبیر، در یک راه یافتن است.توانی بسیار و قوتی فراوان.تدبیر را از بین بردن،خطاست و گرفتار نمودن در اشتباه است.تدبیر را مانند آبی روان تصور کردن، صواب  و از بین بردن، تنها آرزویی پر اشتباه است.


راهنمایی بزرگ برای رهایی است و تدبیری برای معنایابی است.ما را با انواعی از عاقلان دوستی است اما با متفکران عاقل، نزدیکی است. برای ما، محبت، تنها یک راه است و همراهی، اساس راه هاست.دو وسیله ی بزرگ و بران در تدبیر یافتن، قوتی است که متفکران، قدرشناس آنند و ابلهان، از آن غافل.مشکل حل کردن، از راه های درست است و وارد حل شدن ها، اشتباه نبودن است. اساس، در تدبیر حل نیست که، در حل، درست است.

می توان آن را شکست و از تدبیر تنها به فکر بسنده کرد و یا از عقل سود جست.بی شکستگی در سود بردن توام فکر و عقل است و بس و غیر از این، تدبیر شکستن است.

ما تدبیر شکسته را قابل قبول می دانیم اما آن را پذیرا نیستیم.نابودی آن برای ما غیر قابل تصور است.تدبیر، دوگانکی عقل و فکر است که هم حلالیت دارد و هم راه صواب در آن مستتر است. شکستگی تدبیر، قابلیت تفسیر دارد و گاه، مدافعانی که متفکر نما نیز هستند.در چنین وضعیتی است که فکر به خودی خود، دفاع پذیر نخواهد بود کمااینکه عقل نیز قادر به پذیرش در آینده بشری خویشتن، نیست. تدبیر را باید در معنا یابی، توام یافت و با هم درآمیخت.آمیختگی که برتری جویی در آن نیست و ما نیز بر آن تاکیدی دوگانه داریم.

تدبیر شکسته را با قلم شکسته همراهی است.این همراهی هرگز همدلی برای استمرار نیست که تدبیری برای تدبیر اندیشی است.

نه قلم شکسته را تایید کردن تدبیر است و نه تدبیر شکسته را با قلم نوشتن، ماندگاری .تدبیر شکسته تنها گذری مانند سایر گذرها اما موقتی تر از همه ی نیازهاست. بی تذبیران موفق نخواهند شد گرچه مسلط شوند و با تیشه تیز خود،تدبیرها را بشکنند و قلم ها را مانع شوند. این تبر بدستان نمی دانند که قطع کردن ها تنها در ریشه هاست و چون کورند،ریشه تدبیر را نیابند.تذبیر،راهگشای مسائل و راهنمای کوچ کنندگان است،قافله سالار دارد و جلو دار حادثه هاست. حادثه سازان را با آن،میانه نیست که خصومتی از نوع ابلهی است چرا؟ که جمع تضادین را نشاید گرچه،همنشینی را شاید.

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری و تحلیلی شوش نیوز می باشد. تهیه و طراحی : 0171 هاست