مهدی کرم الهی ـ خبرنگار شوش نیوز
عکس ـ حسین دیناروند
به همت گروه تئاتر اندیشه وابسته به انجمن هنرهای نمایشی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ، پنجمین جلسه ی کارگاه آموزش بازیگری دوره ی مقدماتی در پلاتوی شهید مدافع حرم احمد حیاری برگزار شد .
به گزارش شوش نیوز ؛ از ساعت 18:30 الی 20:30 سه شنبه 12مردادماه1400 پنجمین جلسه ی کارگاه آموزش بازیگری دوره ی مقدماتی با محوریت « خصوصیات بازی بدن » زیر نظر استاد عباس کرم الهی برگزار شد .
استاد کرم الهی بازیگری را یک هنر محبوب در سطح جهان دانست و در این راستا گفت :بازیگری یکی از هنرهای محبوب در سطح جهان محسوب میشود، بازیگری فارغ از شهرت و ثروتی که ممکن است برای فرد بازیگر به همراه داشته باشد، جهانی است که میتوان در آن ایفای نقش در قالب شخصیتهای مختلف را تجربه کرد.در این بین اکثریت مواقع بازیگری به عنوان یکی از مشاغل سخت جهان محسوب میشود، شاید از دور برای بسیاری اینکه بازیگری اتفاقی سخت باشد، قابل لمس نباشد، اما اگر به صورت اصولی و به مفهوم واقعی به بازیگری نگاه کنیم، این هنر به واقع به «تمرین، حضور در کارگاه های آموزش بازیگری و مطالعات فراوانی » نیازمند است.
وی در خصوصیات بازی بدن اظهار داشت : پوشانندگی عمل اولین ویژه گی بازی بدن است ؛ بدن توسط فرو رفتن درتمرینات ارتعاشی نا همسو با عمل دراماتیک میتواند چگونگی و یا احتمال بروز آن را بپوشاند. به عنوان مثال، «با بدنی فراخ و باز وشاد با کسی همنشین میشوید و بعد فنجان سمی قهوه را به او با محبت میخورانید. »
مدرس این دوره ی آموزش بازیگری در ادامه عیان کردن عمل را دومین ویژه گی خصوصیات بازی بدن معرفی کرد و یادآور شد : بدن با تأثیرپذیری مستقیم ازاحساسات و عواطف، خود را مطابق آن تغییر میدهد و کاملا همسو با عمل دراماتیک دستخوش تغییر میشود. شما عصبی هستید و بدن مدام در خود میپیچد و احساس خفگی و بلاتکلیفی میکند.
استاد عباس کرم الهی تأکید گذاری را سومین ویژه گی بازی بدن دانست و خاطر نشان نمود : بدن میتواند با گسترش در فضا و یا جمع شدگی نسبت احساس و یا عواطف موجود در عمل دراماتیک را چند برابر کم و یا زیاد کند» و « مرگ» پنجمین ویژه گی بازی بدن است ؛ بدن از طریق کم کردن علایم زیستی خود به سراغ مرگ میرود و آن را نشان میدهد، چرا که تجربهای از مرگ ندارد.
پیشکسوت تئاتر شهرستان شوش در ادامه «تکرار» را ششمین ویژه گی در این بخش دانشت و گفت : انجام چندین بارهی هر حرکت بدنی وقتی در وضعیتهای متعدد صورت پذیرد، به سادگی، همان وضعیت و حتی همان موقعیت را در نظرها تکرار میکند. وقتی چیزی را نمیخواهیم بار اول، دست به همراه کلام از گرفتن آن امتناع میکند، اما دفعات بعد فقط تکرار حرکت دست بازگو کننده میل درونی ما میشود.
وی افزود : به خاطر داشته باشیم که معیار تمام خصوصیات ذکر شده، باورپذیری در نشان دادن عمل توسط بدن است. روشن است که باورپذیری یک عمل توسط بدن وقتی اتفاق میافتد که بدن نسبت به هر نقش به نقطه زیستی آن نقش که هم زیستی خود اوست با صفات و ویژگیهای نقش برسد. بدن زبان بین المللی یا ملی قومی از سالها قبل تأثیر «زبان بدن» و تغییرات چهره در ارتباط بین انسانها مشخص شده است، اما سئوالی که همیشه مطرح میشود، این است که:«آیا این زبان بین المللی است یا فرهنگها و آداب و سنن اجتماعی آن را تعیین میکند؟» اما در تحقیقاتی که انجام شده است، دریافتهاند که بسیاری از حرکات بدن و اندامهای ما (درست مانند حیوانات) معنا و مفهومی خاص را بیان میکند که شمار زیادی از آنها احساس مشابه در مردمی از ملل مختلف ایجاد میکند و از میان تمام اجزای این زبان، حرکات و تغییرات چهره مفهومی کلیتر و به عبارتی بین المللیتر دارد و میتوان «غم، شادی، اضطراب، نگرانی، تردید و ... »را در چهره یک فرد به دور از فرهنگ، زبان و رفتار خاص تشخیص داد.
استاد عباس کرم الهی در ادامه به ارتباط چشمی در تئاتر اشاره کرد و تصریح نمود : پذیرش یا عدم پذیرش سایرین معمولا از طریق ارتباط و تماس چشمی حاصل میشود، یک معلم یا سخنران معمولا به کسی توجه دارد که در حین صحبت او نگاهش به جای دیگر نباشد. برای شروع هر نوع بحث، مذاکره و صحبت، ما همیشه از چشمهامان کمک میگیریم و به جرأت میتوان گفت ارتباط بین دوفرد بدون ارتباط چشمی، فضا را سرد و بی روح میکند و حتی اگر سراپا گوش باشیم، چون چشم را به کار نگرفتهایم، گوینده را ناراحت و رنجیده خاطر میکنیم، درست مانند شخصی که در هنگام صحبت متوجه است که همسرش سراپا گوش است، اما چشم خود را مشغول مطالعه روزنامه کرده است! او باید منتظر عواقب این حرکت باشد!
وی در ادامه به حرکت های دست در تئاتر اشاره کرد و یادآور شد : پس از چشم، دست ما در ایجاد ارتباط نقش مهمی دارند. ارتباطی تنگاتنگ بین مغز و دست (اندیشه و کردار) وجود دارد. تحقیقات نشان میدهد همهی ما در هنگام حرف زدن و یا بازی در نمایش از دستهایمان کمک میگیریم و نمیتوان کسی را پیدا کرد که بیش از ۱۵ ثانیه در حین صحبت کردن و بازیگری ، به انگشتان و کف دست استراحت دهد.اگر شخصی در حین صحبت با شما انگشت شست را در میان سایر انگشتان پنهان کرد، از موضوعی نگران است یا درواقع سعی دارد خود را پنهان کند. دیدن دست باز شخصی که صحبت میکند، دو برابر حس اعتماد، دوستی و مهربانی و خیرخواهی را در مقایسه با دیدن پشت دست ایجاد میکند.نشان دادن روی دست در حین صحبت، به معنای تردید در صحبت و یا پنهان کردن مطلبی است و معمولا چنین شخصی، شریک تجاری خوبی نیست.کسی که دست باز خود را به طرف جلو حرکت میدهد و سخن میگوید، میخواهد خود را از شر موضوعی خلاص کند.فشار دادن کف دستها به هم و قفل کردن انگشتان روی هم یک نوع حالت تدافعی است.اما نگاه داشتن دستها روی هم به شکل هرم نشانهی آمادگی برای موافقت است.مالیدن دستها به هم میتواند معنای مختلفی داشته باشد، از جمله آنکه با گوینده به اشتراک و اتفاق نظر رسیده ایم.
استاد عباس کرم الهی سپس به حرکات دهان اشاره کرد و گفت :فشار دادن لبها به یکدیگر، به معنای عدم موافقت و نشان از بی علاقگی شخص به صحبت کردن است.گاز گرفتن لبها عدم اعتماد به نفس، دستپاچگی و خجالت.دست به سینه بودن احتیاط، هوشیاری، نوعی حالت تدافعی و شاید هم فرار از سرما.چانه را روی کف دست گذاشتن عدم قبول شخص مقابل.به آرامی برداشتن عینک ازچشم و با دقت پاک کردن آن شخص میخواهد پیش از موافقت یا مخالفت با گوینده کمی فکر کند.بازی کردن با برآمدگی بینی توجه و فکر عمیق.لمس یا مالش بینی نشانهای از شک و در مجموع نوعی واکنش منفی.مالیدن اطراف چشم ارزیابی یک پاسخ.جمع کردن شانهها فرونشاندن یک خشم درونی.با نوک انگشتان به جایی کوبیدن و صدا درآوردن پریشانی، خستگی و نوعی نگرانی و یا سعی در به نظم درآوردن یک فکر و محاسبه پریشان.مالیدن یقه لباس یا گردنبند و بازی کردن با آن نوعی ناامنی.مالیدن و لمس کردن پشت گردن قرار گرفتن در شرایطی ناخوشایند.نگاه داشتن سر با گرفتن بینی بین انگشت نشانه و شست خستگی. و کشیدن نرمه گوش با انگشت شست و سبابه ادامه تمرکز بر روی مطلب موردنظر را نشان می دهند .
وی در تکمیل این بخش از نکات آموزشی خود گفت : خلاصه اینکه معنی و مفهوم و پیام حرکات بدن، دنیایی است که بهتر است کمی به آن دقیقتر باشیم و بدانیم که برای مثال لبخند زدن بسیار خوب است. اما " لبخندی بزرگ که دهان را تا پهلوی صورت باز میکند و مدتی طول میکشد تا عضلات چهره به حالت اولیه خود بازگردند و دهان بسته شود، لبخندی غیر واقعی و تصنعی معنا میدهد.
استاد عباس کرم الهی در ادامه جریان برصیصای عابد را برای هنرجویان تعریف نمود و پنج نفر از آنها را برای تست بازیگری در جلسه ی بعدی انتخاب کرد تا این ماجرا را به ضورت بداهه گویی اجرا نمایند ؛ « حسین دیناروند ـ عقیل سرخه ـ آیدا آرین ـ مهیار فرجی ـ پانیذ امیدی » به عنوان بازیگران اصلی و « مهربان دیناروند ـ ام البنین دهداری ـ مائده لطفاوی و مهیار فرجی» به عنوان همراه انتخاب شدند .
وی در ادامه به معرفی برصیصای عابد پرداخت و اظهار داشت : در بنی اسرائیل عابدی بود بنام «برصیصا» که مدت درازی از عمر خود را به عبادت و بندگی گذرانیده بود و کار او بجایی رسید که مریضها و دیوانگان به دعای وی بهبودی و شفا پیدا می کردند. ابر حسب اتفاق دختری از خانواده ای بزرگ که می گفتند دختر پادشاهی است ، نابینا بود و برادرش با کسب اجازه از پدر او را به نزد همان عابد نامبرده آوردند و خواهر را درمحل عبادت عابد گذاشتند و خود برگشتند تا شاید بر اثر دعای او خوب شود.برصیصاد دیر وقت یعنی ساعت 9 شب که نوبت دختر رسید دعا کرد و دختر بینایی خود را به دست آورد شیطان از این فرصت استفاده کرده و پیوسته برصیصا را وسوسه نموده و جمال دختر را در مقابل وی جلوه می داد و می گفت «این دختر تنها عیبش نابینایی بود که دعا کردی و بینایی اش را به دست آور سعی کن او را به خود وابسته کنی » بالاخره عابد نتوانست خود را حفظ کند و با آن زن زنا کرد ، شیطان دوباره برصیصاد را وسوسه کرد و گفت : « الان با چه رویی می خواهی با این وضعیت دختر را به برادرش تحویل دهی ؟»برصیصاد گفت : « پس چکار کنم ؟ » شیطان گفت : «به خاطر این که رسوا نشوی او را بکش» برصیصا دختر را با چاقو کشد ، شیطان دوباره وسوسه اش کرد و گفت : « جنازه ی این دختر را که نمی شود به برادرش تحویل دهی ، او را چالش کن . » برصیصا بر اثر وسوسه های شیطان از ترس آنکه مبادا رسوا شود او را دفن کرد. شیطان بعد از این پیش آمد به نزد برادر دختر رفت و داستان عابد را مفصلاً شرح داد و محل دفن خواهر آنها را نیز نشان داد. وقتی برادر از این پیش آمد ناگوار اطلاع یافتند نتیجه این شد که مردم شهر نیز تمامی باخبر باشند و شدند و این خبر به پادشاه شهر رسید. پادشاه به فرزندش دستور داد که نزد عابد بروند ، برادر با عده ای نزد عابد رفت و از جریان جویا شد و برصیصا که چاره ای جز اعتراف نداشت به تمام کردار خود اقرار کرد.
سپس به دستور پادشاه ، برادر برصیصاد را نزذ قاضی برد ، قاضی دستور اعلام را صادر نمود قبل از اینکه برصیصاد را به دار بیاویزند اما وقتی برصیصا را به دار آویختند طناب پاره شد ، این کار را پنج بار تکرار کردند اما هر پنج بار طناب پاره شد ، قاضی موضوع را با قاضی دیگری که به او حکیم می گفتند در میان گذاشت ، آن حکیم گفت : برصیصاد هفتاد سال عبادت کرده و هر بار که طناب پاره شده است به این دلیل است که برای هر ده سال خداوند یک بار به او ارفاق کرده و برای هشتمین بار دیگر طناب پاره نمی شود ؛ برای هشتمین بار برصیصا را به دارآویختند ؛ شیطان به صورت مردی به نزدش آمده و گفت: «آن کسی که تو را به این ورطه انداخت من بودم اینک اگر نجات می خواهی باید اطاعت مرا بنمائی.»
عابد پرسید: «چکار باید بکنم؟»
شیطان گفت: «یک مرتبه مرا سجده کن.»
عابد سئوال کرد: «در این حال که من بر بالای دار هستم چگونه تو را سجده کنم.»
شیطان گفت: «من به یک اشاره قناعت می کنم.»
عابد فقط با سر اشاره به سجده کرد و در آخرین لحظات زندگی نسبت به پروردگار جهان کافر شد و پس از چند دقیقه به زندگیش خاتمه دادند.
می گویند خداوند در قرآن در آیه ی 16 سوره ی حشر به این داستان اشاره ای می کند: «کمثل الشیطان اذ قال للانسان اکفر فلما کفر قال انی بری منک انی اخاف الله رب العالمین /// کار آنها(منافقان) همچون شیطان است که به انسان گفت: کافر شو! (تا مشکلات تو را حل کنم)، اما هنگامی که کافر شد گفت: من از تو بیزارم و از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم.
استاد عباس کرم الهی در بخش پایانی پنجمین جلسه ی آموزش بازیگری خطاب به هنرجویان گفت : شما در سنی هستید که می توانید هم از طرف خانواده برای شخصیت طاهری و هم از طرف کارگردان از نظر شخصیت هنری پیشرفت کنید لذا از هم اکنون به شما توصیه می کنم اگر می خو.اهید محبوب شوید و در چند سال آینده در شهرستان شوش مطرح شوید از نظر پوشش هم کاری کنید که به عنوان یک هنرمند دوست داشتنی مردم شوش به شما افتخار کنند و از واژه ای به نام «غرور» هم خودتان را دور کنید ولی فعل «ما می توانیم» را در خود تقویت کنید تا انشاءالله به روزی برسید که شعارتان به «ما توانستیم » تغییر یابد .
شایان ذکر است در این جلسه « حسین دیناروند ـ عقیل سرخه ـ مهیار فرجی ـ کامیار فرجی ـ ام البنین دهداری ـ مائده لطفاوی ـ مهربان دیناروند ـ آیدا آرین ـ پروانه امیدی ـ پانیذا امیدی و راحیل دیناروند » و «محمد معین » غایب این جلسه بود ضمن اینکه « امیرحسین شوهانی و یزدان باجوروند»به خاطر سه جلسه غیبت متوالی از دوره کنار گذاشته شدند .