به قلم ـ اسماعیل عبدالحسینی
آنچه امروز با آن مواجهیم صرفاً انباشت چالش ها و مطالبات بویژه در حوزه اقتصادی نیست مسئله به نوعی عمیق تر از اینهاست .
جامعه ای که سال ها زیر فشار ناکارآمدی بویژه در حوزه اقتصادی زیسته است به تدریج خسته می شود و جامعه خسته بیش از آنکه خواهان راه حل های دشوار اما # پایدار باشد ،مستعدپذیرش روایت های ساده و تسکین بخش است در چنین شرایطی سیاست از حوزه تحلیل عقلانی و کنش جمعی فاصله میگیرد .فرد به اصطلاح نجات بخش دقیقا در این خلا مطرح می شود .
چالش های امروز نه با یک تصمیم خلق شده اند نه با حضور یک فرد رفع خواهند شد.جامعه ای که سیاست را به معجزه تقلیل میدهد دیگر مطالبه گر شفافیت ،پاسخ گویی،قانونمندی و مشارکت جمعی نخواهد بود .در چنین شرایطی شکست آینده نیز از پیش توجیه میشود زیرا اگر وعده ها محقق نشد همواره میتوان تقصیر را گردن شرایط انداخت بی آنکه مسئولیت جمعی مورد بازخواست قرار گیرد .
سیاست برخلاف روایت های رایج نه امری ناگهانی است و نه بی هزینه .تغییر پایدار محصول فرایندی # تدریجی و مبتنی بر نهاد سازی است فرایندی مستلزم گفت و گو ،سازش ،تحمل ناکامی های مقطعی وپذیرش پیچیدگی واقعیت اجتماعی است .اتکا به اسطوره نه تنها راه عبور بحران نیست بلکه انسداد را عمیق تر می کند .

تا زمانی که به جای تحلیل به آرزو پناه میبریم و به جای مسئولیت جمعی چشم به چهره های بی پشتوانه میدوزیم،نه تنها از بحران عبور نخواهیم کرد بلکه هربار آن را به شکلی تازه بازتولید می کنیم .
مسئله امروز بیش از هر چیز بازنگری و باز اندیشی در فهم ما از سیاست و تحولات اجتماعی است .فهمی که پیچیدگی و تحول فرایندی ، تدریجی و پایدار را میپذیرد .از توهم معجزه فاصله میگیرد و مسئولیت آینده را دوباره به جامعه با همه بخش ها و لایه های فعال بازمیگرداند نه صرفاً به یک فرد به عنوان منجی .