به قلم ـ استاد جعفر دیناروند
آن روزی که پیکره های پاک بهترین بندگان خدا و در راس آن،نوه پیامبر را میدان تاخت و تاز اسب های جهل و نادانی خود نمودند،هرگز تصور برپایی پرچم سرخ خونخواهی آن عزیزان را پیش بینی نمی کردند.
برای آن ها، تکبر و خودپرستی،همراه با دنیا خواهی و زر و زور، پیروزی آفرین قلمداد می شد.تصوری که در میدان ظاهری جنگ و برتری عددی لشکر نفاق و کفر و در تفکر کاخ نشینان،به نتیجه رسیده بود و اسارت ها و زندان افکنی ها،تکمیل کننده آن بود.
این چنین فضایی،با خطبه شیرزن کربلا،در حضور متکبرین این تصور،از وضعیت عادی خارج شد.چهره مصمم آن بانوی شجاع،نشان از انتخاب درست راهی بود که شهیدانش در کربلا،ترسیم کردند و اینک، اوست گه باید این رسالت را به سرانجام برساند. و این چنین شد که با حرکت آن بزرگوار از شام و حضور بر تربت پاک عزیزان خود، واژه ای جدید در ادبیات شهید و شهادت،ظهور کند و تا ابد تاریخ،خونخواهی را فریاد زند.فاصله ایامی که از شهادت تا حضور بر تربت، چهل روز به درازا کشید.
اربعین،دیگر یک نام نیست که حرکتی جوشان از سوی آزادیخواهانی است که در پی از هم گسستن زنجیرهای ظلم و ستم از پاهای همه انسان هایی است که مظلوم واقع می شوند. اربعین گرچه یک روز است اما محدود به زمان نیست.گرچه در تقویم شیعه می نگارند اما محصور به آن نیست.این،یک انقلاب است.یک وحدت و همبستگی میان انسان های پاکی است که می خواهند،دین،راهنمای آن ها باشد.
این انقلاب را سال ۶۱ هجری قمری، سلاله پاک پیامبر عظیم الشان(ص) بنیان گذاشت، یارانش،پیروی کردند، با خون خود آبیاری نمودند و این پرچم را به شیرزنی سپردند که با بنیان« اربعین » ریشه کفر و نفاق را نشانه گرفت و آن شد که امروز فریاد هیهات من الذله حسین(ع) شیرین ترین شعار مردمان زمانه گشته است.

به راستی که اربعین،تجلی گاه وحدت،همدلی های راستین،همراهی های صادقانه، همکاری های درستکارانه، اخلاص، ایثار، گذشت و نزدیکی دل هایی گشته است که در انقلاب عاشورا، در هفتاد و دو تن، نمایان بود.این حسین کیست که دل ها همه دیوانه اوست/ این چه شمعی است که دل ها همه پروانه اوست.