به قلم ـ استاد جعفر دیناروند
سالمندی یک واژه است که در بعد معنایی، مفهومی را دربر می گیرد اما در واقعیت امر، این ویژگی برای همه یکسان نیست.
شاید در ایران به طور مثال، بالای ۶۰ سالگی به عنوان سن سالمندی در نظر گرفته مشود، اما باید دانست که نمیتوان سالمندی را تنها بر اساس سن تقویمی تعریف کرد.
ممکن است دو فرد همسن از نظر جسمانی، روانشناختی و اجتماعی تفاوت زیادی با یکدیگر داشته باشند.بنابراین، سالمندی از جنبههای مختلفی مانند سالمندی بیولوژیک، روانشناختی و اجتماعی قابل بررسی است.
در سالمندی بیولوژیک، میزان سالخوردگی بدن مورد توجه است. برای مثال ممکن است دو فرد همسن، یکی عملکرد جسمانی مناسبی داشته باشد و دیگری به پوکی استخوان و دیابت مبتلا باشد لذا گرچه سن تقویمی آن ها یکسان است اما میزان سالمندی بیولوژیک آن ها متفاوت است.

در سالمندی روانشناختی نیز سازگاری فرد با تغییرات زندگی اهمیت دارد.این مورد به خصوص در گذر از تعصب های سنتی و هیجانی، ضرورت خاصی دارد. فردی که در سنین بالا، اهل مطالعه و پژوهش است و دارای انگیزه یادگیری، رضایت از زندگی و سازگاری مناسبی دارد، دچار سالمندی روانشناختی نشده است.در همین حال، ناامیدی، اصطراب، افسردگی و گوشه گیری میتواند نوعی مشکل روانشناختی، محسوب شود.
سالمندی اجتماعی هم نکته مهمی است. تغییر در وظایف، نوع روابط اجتماعی، جایگاه و میزان مشارکت فرد در جامعه از ابعاد سالمندی اجتماعی هستند. بنابراین فرد سالمندی که همچنان در فعالیتهای اجتماعی، تدریس، امور خیریه و به طور کلی، فعالیت های داوطلبانه حضور دارد، از نظر اجتماعی دچار سالخوردگی نشده است.
با این حال باید توجه داشت که احساس سالمندی در فرد می تواند به عوامل دیگری مانند خانواده در پذیرش فرد به عنوان یک مشاور قوی، جامعه به عنوان تقبل به عنوان فردی با تجربه و صاحب نظر و کیفیت زندگی سالمندان به عنوان ارتقا روحیه، بستگی داشته باشد.