با توجه به فعالیت نقد که امری انسانی است و اینکه میان انسان ها تفاوت های فردی وجود دارد بنابراین باید تفاوت های موجود میان انسان ها را مد نظر قرار داد.بدون شک بعضی از این اختلاف ها ناشی از گذر زمان است.
به زبان ساده همه ی انسان ها نمی توانند وارد فعالیت نقد شوند مگر در بعدی از زمان قرار داشته باشند که توانایی های آن ها را تایید نماید.به طور مثال، نوزاد انسان گرچه از نظر جنس، آدم محسوب می شود اما از نظر سنی نمی تواند در دایره ی نقد و نقد پذیری قرار گیرد.از این نظر است که نقد تابعی از سن می شود که آن نیز تابعی از توانایی هایی می گردد که وجودشان لازمه ی پرداختن به نقد می شوند.
با تمام این توصیف ها باید در نقد کردن، سن را عاملی مهم بدانیم که می تواند در روند نقد مفید یا مضر باشد.به زبان ساده، نگاه به سن می تواند درست بودن روند نقد را رقم زند یا غلط بودن آن را مورد تاکید قرار دهد.نقد کردن، تابع رشدی است که یک بعد آن سن می باشد.
رشد سنی به گذشت زمان اتلاق می گردد که تنها وجود آن تایید کننده نیست اما عاملی برای نشان دادن میزان تعالی مورد انتظار است.
بنابراین، سن در نقد از دو زاویه مورد نظر قرار می گیرد.اول از نظر رابطه ی آن با رشد توانایی ها و دوم از نظر افزایش تجارب کسب شده است.
ما در بعد اول، به طور مثال، سن نوزادی را فاقد توانایی در نقد می یابیم و از این نظر که نقد به طور مستقیم با دو استعداد خاص آدمی یعنی فکر و عقل در ارتباط است و نوزاد در این سن فاقد رشد لازم است لذا می توان آن را منتفی دانست.
بررسی رابطه ی میان سن و روند نقد از نظر علمی نشان دهنده ی لزوم پرداختن به مقاطع سنی است.این تقسیم بندی گرچه تمام و کمال نیست اما نشانه ای از تفاوت هاست.از این نظر برای پرداختن به فعالیت نقد باید سن آدمی را در دوران های زندگی مورد نظر قرار داد.
دوره ی اول زندگی آدمی که همان نوزادی است با شروع تولد و تا دو سالگی ادامه می یابد که در آن هر دو استعداد آدمی یعنی فکر و عقل در دون ترین شکل خود قرار دارند. لذا این دوره انتظاری ایجاد نمی کند.
در دوره ی دوم یا کودکی اول که از سن دو سالگی آغاز و تا پنج سالگی ادامه می یابد نیز نمی توان انتظار خاصی داشت گرچه می توان با استفاده از توانایی کنجکاوی که در اواخر این سن رشد می نماید مشورت هایی را انجام داد اما این به معنای نقد کردن نیست.هیچیک از نقدهای چهارگانه یعنی نقد، نقدپذیری، نقدگریزی و نقدستیزی در این سن حاصل نمی گردد.
در دوره ی سوم یا همان کودکی دوم که از سن پنج سالگی آغاز و تا یازده سالگی ادامه می یابد، نوعی توانایی فکری مقدماتی ایجاد می شود که بیشتر شکل ابزاری است و ملموس بودن،بهترین نشانه برای فاصله گرفتن از انتزاعی بودن آن است.در این سن می توان آغازی برای نقد نمودن و نقدپذیری را مطرح کرد.معمول این سن این است که افراد را با آموزش های لازم که بر گرفته از کنجکاوی های دوره ی اول کودکی است، به سمت پرداختن به مسائل هدایت نماییم.نقدی که در این مورد ممکن است روی دهد هرگز دارای عمق و ریشه نیست و تنها در حد ملموس بودن است که از نظر ما تنها نظریه است و نقد نیست.

تفوق احساس و عواطف در این مرحله، مانعی بزرگ برای پرداختن های فکری و عقلی است.
در دوره ی چهارم یا نوجوانی که مملو از عواطف و احساس های منفی است تنها انتظار، اعتراض هایی است که از سوی نوجوان انجام می گیرد.رشد فکری در این دوره که از یازده سالگی آغاز می شود و تا سن هفده یا هجده سالگی ادامه می یابد تابع استقلال طلبی اوست.نقد کردن ها در این دوره بیشتر منفی بافی است.سبک ها را دیدن و سنگین ها را رها کردن است.فرد به دلیل غوطه ور شدن در انواعی از تنش های روحی ناشی از بلوغ، خود را درمانده یافته، به دنبال مقصر می گردد که عقل و فکر که می توانند یاری دهنده ی او باشند با انواعی از عواطف و احساس ها، پوشش داده می شوند.
نقد در هفده سالگی به بعد، شکلی منطقی به خود می گیرد اما این شکل گرفتن تنها ابتدای کار است.منظور این است که دوره ی جوانی که از هفده سالگی آغاز می شود و تا سی سالگی ادامه می یابد به دلیل آرامش روانی فرد می تواند پرداختن به مسائل را به دنبال داشته باشد.رشد فکری و عقلی در این دوره شروع شده اما هرگز کامل نشده است.تجربه کافی در این دوره وجود ندارد و اشتباه های فردی در این دوره، امری طبیعی است.
انتظار ما در جوانی تنها نوعی نقدنگری است که معمولا با نقدگریزی نیز همراه است اما نقدستیزی در آن جایی ندارد.
در سن بزرگسالی که ار سی آغاز و تا چهل ادامه می یابد اوج نقد و روند نقدپذیری است.انتظار در این سن به دلیل آرامش همراه با تجربه اولیه،امری طبیعی است.
نقد و نقدپذیری درست و پاک را باید در این دوره یافت و بر آن تاکید نمود.طبیعی است که هر چهار مورد نقد در سن بزرگسالی مورد انتظار خواهد بود.
در سنین دیگر مانند میانسالی و پیری نیز هنوز می توان از نقد و نقدپذیری انتظاری درست داشت اما در سن کهولت که معمولا از هشتاد آغاز می شود، نوعی بی حوصلگی و کاهش توانایی های جسمانی و گاه روحی، باعث عدم پرداختن می شوند. البته با ذکر این نکته که در کشورهای مختلف این تفاوت ها بسیار است.بسته به میانگین سن مفید می توان روند نقد را در کشورهای مختلف متفاوت یافت.